پخش زنده

سلام دوستان عزیز. یک خواهر مسیحی اینچنین می‌نویسد: "یکشنبۀ گذشته، وقتی داشتم در کلیسا سرود پرستشی‌ می‌خواندم، فکر می‌کردم که چقدر راحت است که من سرود پرستشی‌ را با بی‌فکری و بدون تعمق بر مفهومِ کلامش بخوانم!

خواهران عزیز مسیحی، در تمام نوشته‌های یوحنای رسول که در انجیل يوحنا و رساله‌های او يافت می‌شوند، و در واقع، همان نامه‌های او به ایمانداران مسیحی هستند، پیام و موضوع جالب و بسیار مهمی وجود دارد که هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود و اصل و پایۀ ایمان مسیحی را تشکیل می‌دهد.

"در بین راه، عیسی را خواب در‌ربود. ناگهان طوفان سختی درگرفت، طوری که آب قایق را پر کرد و جان‌شان به خطر افتاد. شاگردان با عجله عیسی را بیدار کردند و فریاد زدند: استاد، استاد، نزدیک است غرق شویم! عیسی برخاست و به طوفان دستور داد: آرام شو! آنگاه باد و امواج فروکش کرد و همه جا آرامش حکمفرما گردید! سپس از ایشان پرسید: ایمانتان کجاست؟" (انجیل لوقا ۸:‏۲۳-‏۲۵).

من فکر می‌کنم نظر و عقیدۀ عیسی مسیح راجع به کلیسا خیلی با نظر اکثر مردم، مخصوصاً آنهایی که در کشورهای غربی زندگی می‌کنند، متفاوت باشد. البته مفهوم کلیسا، محل یا ساختمانی نیست که مسیحیان آنجا با هم جمع می‌شوند، بلکه طبق کلام خدا در انجیل شریف، کلیسا معنایش جماعت ایماندارانِ واقعی مسیحی است.

خداوندا، راههای خویش را بر من بنما، و طریقهای خود را به من بیاموز!" (کتاب‌مقدس، مزمور ۲۵:‏۴).

"و دیگر همشکل این عصر مشوید، بلکه با نو شدن ذهن خود دگرگون شوید. آنگاه قادر به تشخیص خواست خدا خواهید بود؛ خواست نیکو، پسندیده و کامل او." (رساله به رومیان ۱۲:‏۲).

بانوان عزیز، خدا را شکر می‌کنم که باز می‌توانم به‌وسيلۀ درسی ديگر در خدمتتان باشم. در طولِ دو درسِ قبل، دربارۀ شش مزیتْ در ارتباط با "رنج و سختی و درد کشیدن" با شما صحبت کردم که آنها از این‌قرارند:

بانوان عزیز، در درس قبلی شرح دادم که "رنج و سختی" مزایایی نیز به‌همراه دارد و در پیرامون چهار مزیت صحبت شد. خوب‌ است قبل از اینکه به شرح مزایای دیگری بپردازم، دربارۀ چهار مزیتی که قبلاً شرح دادم، مرور سریعی داشته باشیم.

بانوان عزیز، می‌خواستم راجع به "مزایای رنج و سختی" مطالبی را با شما در ميان بگذارم که در طول یک درس نمی‌گنجد. پس، این مزایا را در یک مجموعه، که شامل سه درس می‌شود، برایتان شرح خواهم داد.

درود بر شما خواهران عزیز. در درس قبلی بيان نمودم که چقدر زندگی کردن در دنیا سخت‌تر شده. خودخواهی و بی‌محبتی غوغا می‌کند، وفاداری و فداکاری و بخششِ متقابل کمتر دیده می‌شود و خانواده‌ها در حال از هم پاشیده شدن هستند. جوانان بیشتری معتاد شده و به روابط جنسی خارج از ازدواج و حتی تن‌فروشی کشیده شده‌اند.

خواهران عزیزم، امیدوارم که در مسیح قوی‌دل باشید و با امیدی که هر روز از خداوند به‌وسیلۀ خواندن کلامش، یعنی کتاب‌مقدس و تعمق در آن و دعا کردن به‌وجود می‌آید، زندگی کنید.

عیسی مسیح به مردم این‌گونه تعلیم داد: "گوش کنید: برزگری برای کاشتن بذر به صحرا رفت. وقتی مشغول پاشیدن بذر بود، مقداری از بذرها در راه افتاد و پرندگان آمده آنها را خوردند.بعضی از بذرها روی سنگلاخ، جایی که خاک کم بود افتاد و چون زمین عمقی نداشت، زود سبز شد. امّا وقتی خورشید بر آنها تابید، همه سوختند و چون ریشه‌ای نداشتند، خشک شدند. مقداری از بذرها در میان خارها افتاد و خارها رشد کرده آنها را خفه کردند و جوانه‌ها حاصلی نیاوردند. و بعضی از بذرها در داخل خاک خوب افتادند و سبز شده، رشد کردند و ثمر آوردند و حاصل آنها سی برابر، شصت برابر و صد برابر بود. و بعد، عیسی اضافه کرد: هرکه گوش شنوا دارد، بشنود." (انجیل مرقس ۴:‏۳-‏۹).

بالای صفحه