رادیو مژده

تعالیم مسیحی

نوروز و سال نو

اين روزها، فرارسيدن بهار و “نوروز” را جشن می‌گيريم. نوروز و سال نو، زمانی است که ما بيش از هر وقت ديگری در انتظار آغازهای جديد هستيم، در انتظار چيزهایی که خستگی و يکنواختی نداشته باشد، فرصت‌های تازه و نویی که ­بتواند شادی و هيجان به زندگی يکنواخت ما بياورد و يا تجربياتی که بشود در آن از سر‌نو آغاز نمود، بدون اينکه اشتباهات گذشته را انجام داد.

بهاری روحانی

در طبیعت، بهار فقط یک بار در سال پدید می‌آید و ما ایرانیان نیز در سال فقط یک بار نوروز را به مناسبت نو شدن و طراوت تازۀ طبیعت جشن می‌گیریم. اما خبر خوشی که برای ایماندارانِ به مسيح هست، این است که ایشان می‌توانند هر روز طراوت و تازگی بهار را تجربه کنند، چنانکه کلام خدا می‌فرماید: شخص ایماندار، “بسان درختیست نشانده بر کنارۀ جویبار، که میوۀ خویش در موسمش آرَد به بار، و برگش نیز پژمرده نشود،” (مزمور ۱:‏ ۳).

نوروزی ديگر

من “نوروز” را خيلی دوست دارم، گرچه سالهایی طولانی است که در خارج از ایران زندگی کرده‌ام. هر سال، در چنین روزهایی، به یاد سالهای اولیۀ زندگی ام می‌افتم. به یادِ آن پیاده‌روِ خیابانی که در آن حرکت می‌کردیم و پدرم دستم را گرفته بود. خوب به خاطر دارم آن شاخه‌های گل یاس را، با آن رایحۀ عجيب‌شان، که از دیوار حیاط یکی از خانه‌ها به بیرون خزیده بود. در آن دوره، نوروز برایم جذابيت خاصی داشت.

نوروز

وقتی کودکی بیش نبودم، در تهران نه آلودگی هوا وجود داشت و نه این‌همه ماشین. هوا تمیز بود و شهر آرام، به‌خصوص در ایام نوروز. به‌خاطر دارم که در روز اول عید، دست در دست پدر عزیزم، به دید و بازدید بزرگترهای فامیل می‌رفتیم.

شناخت خدای حقيقی

اين سری دروس مفيد و آموزنده ما را کمک می‌کند که خدای حقيقی را بيشتر بشناسيم و مشارکت و رفاقتی عميق‌تر با او داشته باشيم. وقتی ما ايمانداران مسيحی که در اثر ايمان به عيسی مسيح خداوند و واقعيت مرگ و قيام او از مردگان فرزندان خدا شده‌ايم، بهتر و عميق‌تر خدای خود را بشناسيم، نه فقط رشد روحانی بيشتر و زندگی خداپسندانه‌تری خواهيم داشت بلکه می‌توانيم خدای کتاب‌مقدس را به ديگران نيز بشناسيم تا آنها هم از راه ايمان به عيسی مسيح رستگار شوند.

پیغام نوروزی

در کودکی، یادم نیست که چند ساله بودم، شاید ۵ یا ۶ ساله، روز اول عید نوروز، به‌همراه پدر و مادرم عازم دیدارِ بزرگان خانواده بودیم. از کنار دیوار حیاطی رد می‌شدیم که ناگهان عطر خوشبوی گل یاس خوشی خاصی به من داد. هنوز آن دیوار را به یاد دارم.