به مرد جديدی تبديل شدم!
شخصی حکايت مسيحی شدن خود را اينطور شرح داده است: جملهای از کتاب مقدس، زندگی مرا کاملاً دگرگون کرد. اجازه بدهيد برگردم به سالها پيش، به روزهائی که عمرم را بخاطر انجام کارهای خلاف قانون در زندانهای کثيف سپری میکردم.
…
شخصی حکايت مسيحی شدن خود را اينطور شرح داده است: جملهای از کتاب مقدس، زندگی مرا کاملاً دگرگون کرد. اجازه بدهيد برگردم به سالها پيش، به روزهائی که عمرم را بخاطر انجام کارهای خلاف قانون در زندانهای کثيف سپری میکردم.
…
مدتی پیش، رسالۀ پولس رسول به مسیحیان شهر فیلیپی، واقع در یونان امروزی را میخواندم. همان آیۀ اول مرا میخکوب کرد که میفرماید: “از پولس و تیموتائوس، غلامان مسیحْ عیسی، به همۀ مقدسان فیلیپی که در مسيح عيسايند، . . .”. اين واقعيت، که پولس رسول، خود را “غلام مسیح” میدانست برایم تکاندهنده بود.
…
آماده شويد- نام کتابی است که خواننده را برای شناخت خدای حقيقی و روبرو شدن با او آماده میسازد.![]()
اين کتاب مفيد، خوانندۀ حقيقتجو را کمک میکند که با نجاتدهندۀ بشر، عيسی مسيح و طريق نجات الهی آشنا شود. همچنين ايماندار مسيحی، با خواندن اين کتاب متوجه میگردد که بايستی به ياری روح و کلام خدا طوری زندگی کند که برای بازگشت مسيح و ديدار با او آماده باشد.
…
یکی از داستانهای شناخته شدۀ کودکان، داستان “آلیس در سرزمین عجایب” است. در قسمتی از این داستان، آلیس به جايی میرسد که نمیداند کدام مسیر را انتخاب کند. بنابراین، از همراه خود میپرسد: “از کدام راه بروم؟” همراهِ آلیس به او پاسخ میدهد: “بستگی به این دارد که قصد داری به کجا بروی.” و آلیس میگوید: “جای خاصی مد نظرم نیست!” آنگاه همراه آلیس میگوید: “پس فرقی ندارد کدام راه را انتخاب کنی!”
…
دنیای ما پر است از رنج و اندوه و ظلم و بیداد. بسیاری از انسانها از ستم دیگران در رنجاند. اما هیچیک از نالههای ایشان از نظر پرمحبت و عادلانۀ خدا پوشیده نیست.
…
آيا میتوان مردی را پيدا کرد که همۀ اينها بوده باشد: “آوارۀ خانه بدوش، بوکسور، کشتی گير، پيمانکار الکتريکی، دائم الخمر غران، مبشر انجيل در نيروی هوايی، واعظ کتاب مقدس در زندان و معلم روحانی در کليسای بازداشتگاه جوانان”. هرچند که اينها، جنبۀ مشترکی با هم ندارند، اما همه در مورد آقای جيمی صدق میکنند!
…کتابمقدس کتابی است بسیار واقعبین. در آن، مسیح به پیروان خود وعدۀ زندگی آسوده و بیدغدغه را نداده، بلکه فرموده که ایشان در اين جهان رنج و زحمت خواهند داشت.
…
آقای ران، به خاطر کارهای خلاف قانون، بارها به زندان افتاد. هنوز چهل سال از عمرش نگذشته بود که هفتاد و پنج بار دستگير شد. اما قبل از آنکه برای هميشه از زندان بيرون بيايد، او شروع به خواندن کتاب مقدس و صحبت با خدا نمود. سپس چيزی در قلبش واقع گرديد که در همان زندان طعم شيرين آزادی را چشيد و زندگيش تغيير کرد.
…