رادیو مژده

نمایشنامه‌ها

از بند رها شده | ستاره

گاهی سخت‌ترین طوفان‌های زندگی، پلکانِ رسیدن به آرامش می‌شوند. این قسمت از برنامه‌ی «از بند رها شده»، روایت واقعی مردی به نام «روزبه» است؛ انسانی که پس از پستی و بلند‌ی‌های بسیار، در آزمونِ سخت و نفس‌گیرِ بیماریِ همسرش «ستاره»، با نوری آشنا شد که مسیرِ عمرش را برای همیشه دگرگون ساخت. شنونده‌ی این سفرِ پُردرد و پراز ایمان، از زبان خودِ روزبه باشید.

از بند رها شده | راه روشن

این قسمت از برنامه‌ی «از بند رها شده»، داستان بیژن است؛ مردی که با تکیه بر ثروت، قدرت و مهندسی، قله‌های ترقی را فتح کرد، اما در اوج موفقیت و در آستانه‌ی فروپاشیِ زندگی مشترک، متوجه شد زیر پایش خالی است. روایتی از مواجهه با حقیقتی فراتر از محاسبات زمینی که همه‌چیز را تغییر داد.

از بند رها شده | خدایا، تو کجایی…؟

این نمایشنامه‌ی رادیویی، داستان زندگی سامان است؛ انسانی که از نخستین روزهای کودکی با سایه‌ی مرگ روبه‌رو شد و سال‌هاست در سفری پرمشقت میان دیوارهای ترس و تردید، تنها یک پرسشِ عمیق را در دل دارد: خدایا تو کجایی؟

از بند رها شده | آوای آسمانی – قسمت دوم

در بخش دوم نمایش «آوای آسمانی»، آوا را در آستانهٔ تصمیمی سرنوشت‌ساز میان ماندن در زندگی هنری و پرتب‌وتاب با هامون، پذیرش بار مادری و مهاجرت به سوئد برای استقلال می‌بینیم؛ بن‌بستی که او را به سوی رهایی و کشف نور هدایت می‌کند.

از بند رها شده | آوای آسمانی – قسمت اول

این نمایشنامه‌ی رادیویی، روایتگر زندگی آوا و هامون است؛ دو همسفر که در پس سال‌ها همراهی و رازهای پنهان، با خبری پیش‌بینی‌نشده و ترس‌های قدیمی روبه‌رو می‌شوند. این آغاز، شروع بیداری قلب‌ها به سوی محبتی عمیق و رهایی‌بخش است.

از بند رها شده | نامم را صدا زد – قسمت دوم

در قسمت دوم «نامم را صدا زد»، ایمان تازه‌یافتهٔ حسام به عیسی مسیح، با بیماری سخت مادر و مواجهه با مرگ کودکی در بیمارستان به چالش کشیده می‌شود؛ آزمونی بزرگ که ایمان او را از باوری ذهنی به واقعیتی عمیق تبدیل می‌کند.

از بند رها شده | نامم را صدا زد – قسمت اول

حسام، جوانی خسته از تنش و آشفتگی خانه، برای یافتن سکوت و آرامش بیرون می‌زند؛ اما در این گریز برای حفظ خود، با صدایی عمیق‌تر روبه‌رو می‌شود که مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

از بند رها شده | آنگاه که نور ماند – قسمت دوم

در بخش دوم نمایش «آنگاه که نور ماند» می‌شنویم که چگونه شکیب پس از رهایی از اعتیاد با قدرت مسیح و آغاز خدمت در کلیساها، با چالشی بزرگ روبرو می‌شود؛ جایی که کشیش فرهاد و بیشتر ایمان‌داران به طور ناگهانی بازداشت می‌شوند.

از بند رها شده | آنگاه که نور ماند – قسمت اول

شکیب سال‌ها در گرداب الکل و مواد مخدر و تاریکی گم شده بود. اما در ژرفای همان شب‌های سوت‌وکور، نوری برخاست که او را از اعماق سقوط تا مرز بیداری و رهایی هدایت کرد. این داستان تحول اوست.

از بند رها شده | زندگی کتایون – قسمت دوم

در قسمت دوم داستان کتایون می‌شنویم که این مادر ناامید، پس از گریز از محبت خدا، در آستانهٔ پذیرفتن پیشنهادی خطرناک قرار می‌گیرد؛ گامی سرنوشت‌ساز که می‌تواند پلی به سوی رهایی یا سقفی به سوی سقوط و تاریکی باشد.