مصلوبِ گناهان
ز بهر رفع عصيانش بشر سردرگريبانست، نداند ضعف از روحست گُنه در ذات انسانست
…مادر بزرگ الهه، با حکمتی خاص به او توضيح میدهد که گلها هرقدر هم زيبا باشند، اگر ريشه نداشته باشند، بزودی پژمرده و خشک میشوند. انسانها هم اگر ريشۀ زندگیشان در عيسی مسيح نباشد، هرچند که در ظاهر، زندگی آراسته و مرتبی داشته باشند، اما هلاک خواهند شد.
…کتايون، بخاطر اينکه بعضی از دوستانش، دعوت او را برای شرکت در مهمانی تولد او رد میکنند، ناراحت و دلشکسته میشود. مادر کتايون هم از فرصت استفاده نموده و برای دخترش شرح میدهد که خدا برنامۀ خود را برای نجات انسانها بخاطر کسانی که دعوت او را رد میکنند، تغيير نمیدهد.
…والدين مهين، با توجه به آنچه که در کلاس درس مدرسه برای دخترشان پيش آمده بود، او را متوجه میسازند که قوانين، باعث محکوميت انسان میشوند اما فيض، ما را از محکوميت آزاد میکند.
…مادر سهيلا، به دخترش توضيح میدهد که خدا میتواند از مشکلات و سختيهايی که در زندگی ما رخ میدهد استفاده کند و چيزهای خوب در ما بوجود آورد.
…مسعود و خواهرش پروين، برای گردش در طبيعت، به منطقۀ کوهستانی زيبايی میروند ولی راه رسيدن به محل مورد نظر خود را گم میکنند. تا اينکه، راهنمای قابلی میآيد و آنها را کمک نموده و به مقصد میرساند.
…يوحنای رسول، شاهد وقايع مصلوب شدن و رستاخيز عيسی مسيح از مردگان بود. مسيح پس از رستاخيز، برای مدتی خود را زنده بر پیروانش ظاهر میکرد تا اينکه در مقابل چشمان آنان به آسمان صعود نمود. بعد، او روحالقدس را بر شاگردان و پيروانش فروريخت و آنها قدرت يافتند و خبر خوش نجات را در تمام دنیا اعلام مینمودند. آنها آنقدر از زنده شدن عيسی مطمئن بودند که در این راه از جان خود هم گذشتند.
…