رادیو مژده

نمایشنامه‌ها

از بند رها شده | قهرمانی زورآور

پال، در وزنه برداری، قهرمانی سرشناس شد و لقب “قوی‌ترين مرد جهان” را به خود اختصاص داد. در سال ۱۹۵۷ ميلادی، اسم او در کتاب رکوردهای جهانی گينِس ثبت شد. اما، او در درونش آرام و قرار نداشت تا اينکه رؤيايی را که خدا به او داده بود دنبال نمود و خادم عيسی مسيح گرديد.

از بند رها شده | قدرت عشق

جان که مردی دانمارکی بود عاشق خانمی هلندی شد، اگرچه زبان يکديگر را نمی‌فهميدند! آنها ازدواج کردند و صاحب سه فرزند شدند، اما زندگی زناشويی موفقی نداشتند. زن، آنقدر ناراضی و آشفته خاطر بود که می‌خواست به زندگی خودش و فرزندانشان خاتمه بدهد! ولی در همان شرايط بد و نااميد کننده، اتفاق خاصی افتاد! شخصی با مرد خانواده صحبت کرد و خبر عجيبی را به او داد!

از بند رها شده | قدرت خلاقۀ خدا

آيا امکان دارد که از يک واقعۀ ناگوار و ناخوشايند، چيز خوبی بيرون آيد؟ اگر دست خدا وارد شود و انسان به او اعتماد کند، البته که امکان دارد. خدا از روی محبت و لطفش، از آنچه که در زندگی آقای جف، بد و منفی بنظر می‌رسيد، چيزهای‌ خوب و زيبا بيرون آورد.

از بند رها شده | عضويت در خانوادۀ الهی

استيو، در خانواده، پسر وسطی بود و با دو برادر ديگر خود، پيوسته از پدرشان کتک می‌خوردند. پدر مست می‌کرد و به طرز وحشيانه‌ای پسرها را کتک می‌زد و آزار می‌داد. او در ١٣ سالگی، از خانه فرار کرد و حتی برای مدتی شبها در زير پل می‌خوابيد. تا اينکه او با پدری کاملاً خوب و آسمانی آشنا شد.

از بند رها شده | شاهزادۀ آسمانی

خانم جو، مانند سیندرلا، یتیم و مطرود و بدون محبت بزرگ شد. او آرزو داشت لباس‌های قشنگ پوشيده و راهی پیدا کند تا از کارهای پرزحمت و اهانت‌های داخل خانه آزاد شود. جو، با فرار کردن از خانه، نزدیک بود شانس به‌دست آوردن دنیای رؤیایی خود را از دست بدهد. اما مادر خواندۀ روحانی‌اش، او را با شاهزاده‌ای آشنا کرد که زندگیش را برای همیشه تغییر داد!

از بند رها شده | سرچشمۀ آزادی

تونی، در دانمارک بدنيا آمد و بزرگ شد. اما بخاطر خوشحالی و آزادی‌ای که در مردم آمريکا مشاهده کرد، آرزو داشت در آنجا زندگی کند. رؤيای او بوقوع پيوست، و وقتی سرچشمۀ آزادی را کشف کرد، می‌خواست که همه کس در دانمارک از آن باخبر شود.

از بند رها شده | زندگی پيروزمند مسيحی

آقای کولاده، در زمان جنگ وحشيانۀ داخلی در آفريقا، عضو قبيله ای بود که به صورت دسته جمعی زندگی می کردند. هرچند که زندگی او با مردم شهرنشين در بسياری از کشورها متفاوت بود، اما درگيری هايش با نيروهای شرارت، همانند هرکس ديگر در هرجای ديگر می باشد!

از بند رها شده | زندگی تازه

آقای برايان، با خلافکاری‌های جور‌بجور بزرگ شد. در نوجوانی به مصرف مواد مخدر و فروش آن مشغول شد. یک بار به‌خاطر حمل غیر مجاز اسلحه، به زندان افتاد. اما وقتی آزاد شد، اتفاقاتی در زندگی‌اش افتاد که او را در مسیر کاملاً جدیدی قرار داد.

از بند رها شده | زحمت و جفا بخاطر مسيح – قسمت دوم

آيا کار نيکويی را که خدا در اثر ايمان و اعتماد قلبی هر انسانی به مسيح، در وجود و زندگی او شروع می‌کند، می‌توان بوسيلۀ جفا و آزار و اذيتها متوقف کرد؟ آيا می‌توان ايمان واقعی مسيحی را از دل يک ايماندار بيرون کشيد و آنرا از بين برد؟ آقای پيتر که در چين کمونيست متولد شد، بخاطر ايمانش به مسيح، با اذيت و آزارهای زيادی مواجه گرديد.