رادیو مژده

نمایشنامه‌ها

از بند رها شده | معنای زندگی

آقای رابرت، می‌خواست در هر زمينه‌ای بهترین باشد و البته موفق هم بود. او در رشته‌های فوتبال، نوازندگی و شطرنج قهرمان بود، یعنی تقریباً هر چه می‌خواست داشت. اما او يک چیز کم داشت که باعث می‌شود زندگی، خالی و بی‌معنی به‌نظر برسد!

از بند رها شده | وطن آسمانی

آقای مانوئل در خانوادۀ بسيار فقيری در مکزيک زندگی می‌کرد. بعد از آن که با دختری ازدواج کرد و صاحب يک پسر شدند، هر طور بود خودشان را به آمريکا رساندند. اگرچه در آمريکا دريافت اقامت قانونی برای آنها دشوار بود، اما مانوئِل و همسرش اِرنستينا، اقامت دائمی وطنی را دريافت نمودند که طراح و سازندۀ آن خودِ خداست!

از بند رها شده | اتفاقی غيرمنتظره

بچه‌های نوزاد، عزیز هستند و ما نمی‌خواهیم اتفاق بدی برايشان بیفتد. آقای رابرت، در سنین نوجوانی زندگی خود را به عیسی مسیح سپرد و با دختری مسيحی ازدواج کرد. اما وقتی زمان وضع حمل همسرش فرارسید، آنها با خبری غير‌منتظره و مشکلی دردناک مواجه شدند که فقط خدا می‌توانست کمک‌شان کند!

از بند رها شده | از فقر به ثروت معنوی – قسمت اول

آقای فرِد، در خانوادۀ فقیری در فیلیپین به دنیا آمد. آنها نُه بچه بودند و اغلب چیزی برای خوردن نداشتند. مادر که به قمار روی آورده بود، بعد از شنيدن پیام انجیل، زندگی‌اش را به مسیح سپرد. ولی فرِد، حاضر نبود دست از دوستان دنيوی خود بردارد. تا اینکه روزی، مسیح با قلبش صحبت کرد و زندگی خود را به مسیح سپرد. اما ماجرا به همینجا ختم نمی‌شود!

از بند رها شده | از تلخی درون به عشق و محبت

بسياری از اشخاصی که بعد از ازدواج مجرد شده‌اند، بخاطر موقعيت‌شان، دچار تلخی و ناراحتی هستند. اما در مورد خانم تريسا، با اينکه شوهرش او را ترک کرد و او مسئوليت پرورش پنج فرزند را به عهده گرفت، تلخی درونی، به عشق و محبتی تبديل شد که زندگی خانوادۀ او را تغيير داد.

از بند رها شده | آزادی از اسارت

خانم جينی، در اسارتهای مختلفی بود، مانند ترس، نگرانی و خودفريبی. اما او سعی می کرد با ظاهرسازی، اسارتهايش را از ديگران پنهان کند! تا اينکه با يکی از دوستان دورۀ دبيرستان خود روبرو شد، آنوقت ديگر نتوانست ظاهرسازی کند!

از بند رها شده | آشتی و مصالحه بعد از طلاق – قسمت اول

آقا و خانم وايس، که تقريباً نوزده سال بود ازدواج کرده بودند، بخاطر الکلی شدن شوهر، از يکديگر طلاق گرفتند. آيا برای چنين زوجی، اميدی برای مصالحه و آشتی وجود دارد؟

از بند رها شده | آوارۀ سروسامان يافته

آيا می‌توان مردی را پيدا کرد که همۀ اينها بوده باشد: “آوارۀ خانه بدوش، بوکسور، کشتی‌ گير، پيمانکار الکتريکی، دائم الخمر غران، مبشر انجيل در نيروی هوايی، واعظ کتاب مقدس در زندان و معلم روحانی در کليسای بازداشتگاه جوانان”. هر‌چند که اينها، جنبۀ مشترکی با هم ندارند، اما همه در مورد آقای جيمی صدق می‌کنند!

از بند رها شده | آزادی روح و جان

آقای ران، به خاطر کارهای خلاف قانون، بارها به زندان افتاد. هنوز چهل سال از عمرش نگذشته بود که هفتاد و پنج بار دستگير شد. اما قبل از آنکه برای هميشه از زندان بيرون بيايد، او شروع به خواندن کتاب مقدس و صحبت با خدا نمود. سپس چيزی در قلبش واقع گرديد که در همان زندان طعم شيرين آزادی را چشيد و زندگيش تغيير کرد.