پخش زنده

رهروان را رهنمائی ای مسيح، راه ما را، انتهائی ای مسيح

عيد نوروز و روزِ نو آمد، با مسيح، اين بهارِ نو آمد

مستی جام مِی و يارِ دل‌آرا بنگر، چشمۀ خون دل و آب گوارا بنگر

مسيحايی که با خونش کند برپا کليسا را، سزاوار ست که تمجيدش فرا گيرد دل ما را

شادم و زنده دلم، پور خدا يار من است، همۀ اميد من، جملۀ افکار من است

زمين وُ آسِمون گر بهم آيه، اگر در لحظه‌ای عُمرُم سرآيه

چو از مرگ و فنايی پشت لرزد، ز بهر زيستن، دنيا چه ارزد؟

 

عشق را تفسير و صد معنا نمودند عاشقان، تير او را راهی دلها نمودند عاشقان

گناهم چون ُبوَد عشق رخ يار، خوشم آنگه که گويندم گنهکار

خدا را ساقيا يکدم بده جام مسيحائی، به پرواز آيد اين جانم بر آن بام مسيحائی

اين چه غوغا ست که در قافله برپا شده است، اين چه شوريست که در سينه هويدا شده است

بهاران آمد و عالم همه يکسر گلستان شد، نگر کن بلبل عاشق بسوی باغ و بستان شد

بالای صفحه