رادیو مژده

رفع خاطراتِ بدِ گذشته

خداوندا، شکر و سپاس برای محبت عظیم و بیکران تو که در فرزند روحانی‌ات، عیسای مسیح، بر ما مکشوف کردی. خداوندا، می‌خواهم برای عزیزانی دعا کنم که هنوز در گذشته زندگی می‌کنند. آنها به‌خاطر تجربیات بد گذشته، ای خداوند، نمی‌توانند زندگی آرام و شادی داشته باشند و گذشتۀ بدشان بر زندگی حالشان تأثیر بد گذاشته.

خلاصی از ترس

ای خدای محبت و فیض و رحمت، ای قادر بخشنده، می‌خواهم برای خواهران و برادرانی که ترس، زندگی‌شان را دارد کنترل می‌کند، دعا کنم که ترس را از آنها دور کنی و آنها را کمک کنی که همین الآن به تو اعتماد بکنند و ایمان داشته باشند که تو با آنها همیشه هستی و هرگز آنها را ترک نخواهی کرد، بلکه قادری که آنها را محبت کرده و برهانی.

“کارخانۀ مشکلات”

آنانی که مانند من، سنی از ایشان می‌گذرد، سریال تلویزیونی “دایی‌جان ناپلئون” را به‌خاطر دارند! من این سریال را در آن دوره ندیدم، بلکه چند سال پیش آنرا ديدم. گرچه این سریالی ارزنده بود، ولی از آن نوع فیلم‌هایی نبود که برایم آموزنده باشد.

“آيا توبه کرده‌ايم!‏”

هفتۀ گذشته، در جلسۀ خانگی مسيحی‌ای که داشتیم، به آن فرمایش مسیح اشاره گرديد که فرمود: “آیا دو گنجشک را به یک پول سیاه نمی‌فروشند؟ با این همه، حتی یک گنجشک نیز بدون اجازۀ پدر شما به زمین نمی‌افتد.” (انجیل متی ۱۰: ‏۲۹).‏

سال نو، لباس نو

نوروز فرا می‌رسد. مردم همه در پی تدارک عیدند، عیدی که در آن، همه چیز بوی نو می‌دهد، بوی تازگی. در روز اول عید، کوچکترها با لباس‌های نو به دیدار بزرگترها می‌روند. طبیعت نیز لباس کهنه را از تن به‌درآورده، لباس نو بر تن می‌کند. در این میان، کودکان بیش از همه شادند، چرا که از والدین خود لباس‌های نو دریافت می‌کنند.

سالی نو، حیاتی نو

باز نوروز فرارسيد. باز بهار آمد. طبیعت جانی تازه گرفت و تر و تازه و سبز شد. این مرا به یاد مزمور ۹۲: ۱۳-۱۴ می‌اندازد که می‌فرماید: “آنان که در خانۀ خداوند غرس شده‌اند، در صحنهای خدای ما خواهند شکفت. در پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود،” 
چه مناسبت به‌جایی دارد که همراه با نو شدن طبیعت، فکر و جان ما هم نو و تر و تازه گردد! به‌راستی که همۀ ما به تازگی روحانی نیاز داریم، هرچند که قبلاً از طریق مسیح با خدا مصالحه کرده و فرزند خدا باشيم باز هم نیاز داريم که تر و تازه و سبز بشویم.