رادیو مژده

خداوند بوسيله آن تصوير جواب سؤالهايم را داد!

يک خانم مسيحی شرح داده است که چگونه خداوند در بدترين شرايط روحی و جسمی او، بعد از يک حادثه ناگوار، از طريق يک تصوير با قلب او سخن گفته و اميد و آرامشی عجيب برای ادامه زندگی به او بخشيده است. شهادت ايشان از اينقرار می‌باشد:

آدم‌های خوش‌خواب!

سالها است که دیگر مانند سابق، به خوابِ راحت نمی‌روم. یا دیر خوابم می‌بَرَد و یا مرتب بیدار می‌شوم. به یاد دورۀ جوانی‌ام می‌افتم که وقتی سرم را روی بالش می‌گذاشتم، به خواب می‌رفتم و فقط صبح بیدار می‌شدم! در دلم می‌گویم: “خوش به حال آدم‌های خوش‌خواب!”

از بند رها شده | آرامش حقيقی

آقای آگيرا به منظور ادامۀ تحصيل و يافتن آرامش، راهی طولانی را طی نمود و از جزيره‌ای در ژاپن، به آمريکا سفر کرد. آيا او بايد از مذهب خانوادگی‌اش پيروی می‌کرد و با سعی و کوشش انسانی خود، آرامش را جستجو می‌نمود؟ او آرامش حقيقی را نه با تلاشهای انسانی، بلکه از طريق ديگری بدست آورد!

“بمیرم برات! فدات بشم!”

ما این اصطلاحات را برای جگرگوشه‌ها و عزیزان‌مان زياد به‌کار می‌بریم: “فدات بشم! قربونت برم! بمیرم برات!” و چقدر از بیان اين اصطلاحات لذت می‌بریم. وقتی آنها را برای فرزندان خود به‌کار می‌بریم، گوئيا واقعاً مایلیم جان‌مان را فدای‌شان بکنیم تا سعادتمند باشند و چنین نیز بمانند. ما با این اصطلاحات، به‌نحوی آرزوی قلبی خود را ابراز می‌کنیم. گاه نیز اين اصطلاحات را برای دوستان‌مان‌ به‌کار می‌بریم، که در این صورت، بیشتر جنبۀ تعارف دارد تا بیان واقعیت.

از بند رها شده | آزادی از بندهای گناه

گفته شده که: “يک چيز، ما را به چيزهای ديگر هدايت می‌کند”. در مورد آقای کِن، يک چيز، او را به يک سری چيزهای ديگر هدايت کرد که همگی بسيار مخرب بودند. تا اينکه او نزد شخصی هدايت شد که او را به پيروزی هدايت نمود.