رادیو مژده

وبلاگ‌ها

نظرمان دربارۀ خودمان چیست؟

طبق تجربیات و مشاهداتی که داشته‌ام، بعضی از واعظان مسیحی، به منظور تشویق ایماندارانِ به مسيح، تأکید بسیاری بر جایگاه بلند ایشان در حضور خدا می‌نمايند. برای مثال، می‌گویند که ما ایماندارانِ به مسیح، به عنوان فرزندان خدا، با مسیح هم‌ارث هستيم. یا اینکه در مسيح، ما نژادی برگزيده و کاهنانی هستيم که به پادشاهی رسيده ايم. البته، همۀ اینها صد در صد درست و مطابق کلام خدا است. من هم به‌نوبۀ خود، خدا را با فروتنی سپاس می‌گویم که منِ نالایق را به چنین جایگاهی رسانده، و به‌خاطر آن شادی می‌کنم.

ازدواج به منزلۀ تعهد و مسئولیت

نکته‌ای که دربارۀ ازدواج و زندگی زناشویی و خانوادگی، از بسیاری از زوج‌های غربی می‌شنوم، زوج‌هایی که ایماندارِ به مسيح نیستند، این است: “من دیگر به طرف مقابل احساسی ندارم. عاشق شخص دیگری شده‌ام. پس می‌روم با کسی زندگی کنم که عاشق او هستم!” این گفته در میان زوج‌های ایرانی، در شهرهای بزرگ نیز رواج یافته است. این یکی از دلایل افزایش میزان طلاق در جوامع شهری است.

پيروی از مسيح

چقدر ناراحت می شوم وقتی می‌شنوم که بعضی از واعظین و معلمین، راه پیروی از مسیح را چنان برای مردم سهل و آسان جلوه می‌دهند تا هر کسی بتواند به‌راحتی خود را “مسیحی” یا “ایماندار” بداند! مثلاً گفته می شود که، اين دعا را با من تکرار کن تا نجات بيابی و رستگار شوی!

“کارخانۀ مشکلات”

آنانی که مانند من، سنی از ایشان می‌گذرد، سریال تلویزیونی “دایی‌جان ناپلئون” را به‌خاطر دارند! من این سریال را در آن دوره ندیدم، بلکه چند سال پیش آنرا ديدم. گرچه این سریالی ارزنده بود، ولی از آن نوع فیلم‌هایی نبود که برایم آموزنده باشد.

“آيا توبه کرده‌ايم!‏”

هفتۀ گذشته، در جلسۀ خانگی مسيحی‌ای که داشتیم، به آن فرمایش مسیح اشاره گرديد که فرمود: “آیا دو گنجشک را به یک پول سیاه نمی‌فروشند؟ با این همه، حتی یک گنجشک نیز بدون اجازۀ پدر شما به زمین نمی‌افتد.” (انجیل متی ۱۰: ‏۲۹).‏

یک شاهکار

این روزها اخبار زیادی از فروش فلان تابلوی نقاشی به قیمتی میلیونی می‌شنویم! هر یک از این آثار از نظر هنری، تاریخی، و یا مفهومی، دارای ارزشهای فراوانی هستند، اما ارقامی که برای این آثار پرداخت می‌شوند، گاه حیرت‌انگیزند.