وقتی کودکی بیش نبودم، در تهران نه آلودگی هوا وجود داشت و نه اینهمه ماشین. هوا تمیز بود و شهر آرام، بهخصوص در ایام نوروز. بهخاطر دارم که در روز اول عید، دست در دست پدر عزیزم، به دید و بازدید بزرگترهای فامیل میرفتیم.
در آن روز خاص که بهیادم مانده، شکوفههای بهاری از بالای دیوار یکی از خانهها به بیرون آویخته بود. هنوز رایحۀ دلانگیز آن گلهای صورتیرنگ در مشامم هست. گویی “همه چیز نو شده بود”.
هنوز هم، هر بار که نوروز عزیز فرا میرسد، به یاد این کلام امیدبخش میافتم که خدا به یوحنای رسول فرمود: “اینک همه چیز را نو میسازم.” (کتاب مکاشفه ۲۱: ۵). امید من هنوز به آن روزی است که خدا همه چیز را همانطوری بسازد که در کودکی، در کنار دیوار آن خانه دیدم، رایحهای دلانگیز و رنگهایی دلنشین، اما این بار به شکلی غیرمادی و ناپژمردنی، در آسمان! چنانکه پطرس رسول میفرماید: “متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح که از رحمت عظیم خود، ما را به واسطۀ رستاخیز عیسی مسیح از مردگان، تولّدی تازه بخشید، برای امیدی زنده و میراثی فسادناپذیر و بیآلایش و ناپژمردنی که برای شما در آسمان نگاه داشته شده است؛ . . . و در این بسیار شادمانید،” (اول پطرس ۱: ۳-۶). باشد که در نوروز امسال، این امید مستحکم، در کشاکش سختیها و تاریکیهای زمانه، در دل ما فروزانتر شود. آمین!