رادیو مژده

آرامی همچون کودکی شیرخواره

چند ماه پیش با خادمی مسيحی صحبت می‌کردم که قصد داشت پروژه‌ای برای بشارت و تعلیم ایماندارانِ به مسیح طرح‌ریزی کند. او در حين گفتگو، این جمله را بیان کرد: “می‌خواهم کاری انجام بدهم که تا‌به‌حال هیچ‌کس انجام نداده است!”

دلی پُر از نفرت

پای درددل فریبا نشستم. وجودش پُر از نفرت بود. او نسبت به تمام اطرافیانش بدبین و از همه گریزان بود. با اون‌چه که بر سرش اومده بود، چیزی جز این هم نمی‌شد ازش انتظار داشت. ماجرای او برمی‌گرده به یک سال پیش، زمانی که اون پُر از نشاط و شادابی و شور و هیجان نوجوانی بود. خودش ماجرا رو این­طور تعريف می‌کنه:

زغال

همانطور که زغال سياه در اثر قرار گرفتن در آتش، رنگ و خصوصياتش عوض می‌شود. عيسی مسيح که نور عالم است، قدرت دارد دل سياه و زندگی انسان را تبديل نمايد.

خیانت دوستان!

ای پدر آسمانی ما، تو را ستایش می‌کنم که در شخص پسرت، عیسای مسیح، انسان شدی و همچون انسانی تمام‌عیار زندگی کردی و هر تجربۀ تلخ را که ما می‌چشیم، تو نیز چشیدی. سپاست می‌گویم که تو خدایی نیستی که در دوردستها و در عرش برین به‌سر می‌بری و

دوستان خود را با چه معیارهایی انتخاب می‌کنید؟

گویا خطرناکترین زمان برای انتخاب دوست، آن هنگام است که در سردرگمی و استیصال قرار داریم، زمانی که  تنهایی بر روح و فکرمان فشار وارد می‌آورد و می‌خواهیم به هر قیمتی که شده، با کسی طرح دوستی بریزیم. اما مهم است به اندرز پولس رسول توجه کنیم که می‌فرماید: “فریب مخورید، معاشِر بد، اخلاق خوب را فاسد می‌سازد.” (اول قرنتیان ۱۵: ‏۳۳).