رادیو مژده

 

 

پخش زنده

 

رادیو مژده

 

رادیو مژده

 

 

پخش زنده

map

map

من فیلم قدیمی و مشهور اسپارتاکوس را بسیار دوست می‌دارم. از دوران کودکی‌ام تا کنون شاید پنجاه بار آن را دیده باشم. اسپارتاکوس سرکردۀ گلادیاتورهایی بود که علیه ظلم و ستمهای روم قیام کرده بودند. در اواخر فیلم، وقتی لشکریان او تار و مار شده بودند،

فوتبال! هیجان‌انگیزترین و پرطرفدارترین بازی جهان! مردم از هر قشری به آن شدیداً علاقه دارند و مسابقات آن را دنبال می‌کنند، خصوصاً وقتی تیم مورد علاقه‌شان بازی داشته باشد. وقتی هم بازی در سطح قاره یا جهان باشد، که دیگر غوغایی بر‌پا می‌شود.

واقعيتی را که می‌خواهم با شما در ميان بگذارم اين است که، من بعنوان يک ايماندار مسيحی بايستی پيوسته به خدای خود اعتماد نمايم. اعتماد و توکل به خدا در هر روز و در هر شرايط، خواست و ارادۀ خدا برای فرزندانش می‌باشد. فرزندان خدا کسانی هستند که از طريق ايمان به نجات‌دهندۀ بشر، عيسی مسيح خداوند، که بخاطر آمرزش گناهان ما بر صليب مرد و برای نيک محسوب شدن ما از مردگان برخاست و زنده است، امتياز فرزند‌خواندگی خدا را کسب کرده‌اند.

خبر مرگ او را تمام خبرگزاری­ ها مخابره کردند. در مراسم تدفینش، رهبران بسیاری از کشورها سخنرانی نمودند، بسیاری اشک ریختند و کسی خوشحال نشد. او "نلسون ماندلا" بود،

چند روز پیش، برنامۀ جالبی را دیدم، یکی از این مسابقه‌های استعدادیابی بود. خانمی وارد صحنه شد و در آنجا تعداد زيادی چوبهای منحنی‌شکل در ابعاد مختلف ديده می‌شد. پَری هم در دستان آن خانم قرار داشت. او با تمرکزی خاص، نقطه تعادل پَر را پیدا کرد، سپس آن را به‌آرامی روی نوک چوبی قرار داد و به‌تدریج با تسلط و آرامشی خیره‌کننده، همۀ چوبها را به شکلی روی هم گذاشت که تعادلشان در نهایت حفظ گرديد.

دیشب فیلمی می‌دیدم دربارۀ جنگ جهانی دوم.در این فیلم، تانک­ها نقشی مهم و حیاتی داشتند. در عملیات تانک‌ها، هماهنگی و ارتباط دائمی با فرماندهی بسیار مهم بود. سربازان از طریق بی‌سیم با فرماندۀ خود در ارتباط بودند.

امروز که به کلیسا رفته بودم، واعظ دربارۀ بخشی از کلام خدا سخن می‌گفت که در آن، پولس رسول به "ارادۀ خدا" و شناخت آن اشاره کرده، می‌فرماید: "پیوسته از خدا می‌خواهیم که با عطای هرگونه حکمت و فهمی که از روح است، شما را از شناخت ارادۀ خود آکنده سازد؛" (رساله به کولسیان ۱:‏۹). واعظ نکته‌ای بیان کرد که خیلی بر دلم نشست.

بالای صفحه