رادیو مژده

 

 

پخش زنده

 

رادیو مژده

 

رادیو مژده

 

 

پخش زنده

map

map

در دوران کودکی، هر بار که عبارت "عید پاک" به گوشم می‌خورد، احساس زیبایی به من دست می‌داد. کلمۀ "پاک"، پاکیزگی و تمیزی را به یادم می‌آورد و ناخودآگاه احساس می‌کردم در آن روزها، همه چیز پاکیزه می‌شود.

چند سال پیش، یکی از خادمین خداوند سرودی سرایید که هر بار آن را می‌شنوم، بدنم به لرزه در می‌آید و اشک در چشمانم جمع می‌شود.

این روزها که ایام مبارکی چون جمعۀ صلیب و يکشنبۀ قیام را پشت ­سر گذاشتیم، فرصتی شد تا بار دیگر به کار عظیم خداوندگارمان عیسای مسیح بر صلیب تعمق کنم.

خوب به‌یاد دارم که ۹ ساله بودم و در روز جمعه‌ای که سالگرد مصلوب شدن مسیح بود، هوا ابری شد و باران بارید. در فیلم‌ها دیده بودم که در آن روز، توفان و زمین‌لرزهای سهمگین واقع شد و باران شدیدی بارید.

اين روزها، فرارسيدن بهار و "نوروز" را جشن می‌گيريم. نوروز و سال نو، زمانی است که ما بيش از هر وقت ديگری در انتظار آغازهای جديد هستيم، در انتظار چيزهایی که خستگی و يکنواختی نداشته باشد، فرصت‌های تازه و نویی که ­بتواند شادی و هيجان به زندگی يکنواخت ما بياورد و يا تجربياتی که بشود در آن از سر‌نو آغاز نمود، بدون اينکه اشتباهات گذشته را انجام داد.

 از پنجره به بیرون نگاه می‌کنم، زمین یکباره رنگ سبز به‌خود گرفته و جوانه‌های نازک و براق از سرشاخه‌های درختان بیرون زده‌اند. انگار نه انگار که همین دیروز، زمین، خشک و یخ‌زده بود و درختان به‌سان مرده‌ای در میان هوای مه‌آلود، در زیر برف قد خم کرده بودند.

مدتی پیش، در حالی که از افسردگی عذاب می‌کشیدم و آرزو می‌کردم که کاش نبودم، ناگهان به یاد آیاتی افتادم که برایم بسیار عزیز هستند. پولس به مسیحیان شهر افـَسُس، واقع در غرب ترکیۀ امروزی، می‌فرماید که برایشان دعا می‌کند تا چشمان دلشان روشن شود، . . . و از قدرت بی‌نهایت عظیم خدا نسبت به ما که ایمان داریم، آگاه شوند.

امروز تصمیم گرفتم به یک باشگاه بدن‌سازی بروم و تمرینات ورزشی‌ام را کمی جدی‌تر دنبال کنم. هنگامی که مربی باشگاه برای سنجش قوای جسمانی‌ام، تست‌های مختلفی از من گرفت، تازه به ناتوانی عضلاتم پی بردم. برخلاف تصورم، عضلاتم به‌خوبی رشد نکرده بودند.

گونه‌ای از ماهیان در آبهای شیرین هست که رنگهای شگفت‌انگیزی دارند. در یک فیلم مستند در زیر دریا و لابه‌لای صخره‌های مرجانی، از این موجودات زیبا فیلمبرداری شده بود.

روایت می‌کنند که در دوران جنگ جهانی، در کشور فرانسه، دو دوست، جسد همرزم‌شان را برای خاکسپاری به کلیسایی می‌برند. آنها از کشیش درخواست می‌کنند تا جسد دوستشان را در قبرستان آنجا به خاک بسپارند. کشیش از آنها می‌پرسد که آیا دوست آنان کاتولیک بوده؟ آن دو اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. کشیش با ابراز تأسف، به آنها می‌گوید بر اساس قوانین کلیسا نمی‌تواند اجازه دهد او را در قبرستان کلیسا دفن کنند.

سؤال می‌شود که آیا در مسیحیت، قربانی کردن وجود دارد؟ من این سؤال را خیلی ‌دوست دارم و پاسخ من مثبت است! بله، ما قربانی داریم، اما نه قربانی حيوانات بلکه قربانی از نوعی دیگر.

مرد بسیار محترم و نیکوکاری را می‌شناسم که همسرش ایماندار بسیار متعهدی است و خودش شغلی بسیار پُردرآمد دارد. او و همسرش سالهای مدیدی است که در گردهم آيیهای مسيحی شرکت می‌کنند و با تعاليم کتابمقدس آشنايی دارند. اما این مرد هنوز تعمید آب نگرفته است.

بالای صفحه