رادیو مژده

 

 

پخش زنده

 

رادیو مژده

 

رادیو مژده

 

 

پخش زنده

map

map

اخيراً فیلمی دیدم که داستان آن واقعی بود. قهرمان فیلم، نویسنده‌ای بود که ناگهان دچار بیماری نادری گردید و تمام بدنش به جز چشمانش، فلج شد. اما همین مرد تصمیم گرفت با کمک پرستارش، کتابی بنویسد و البته اين کار بسيار سخت و طاقت‌فرسا بود.

دیروز یکی از دوستانم نکتۀ ظریفی را یادآور شد. این نکته مربوط می‌شد به انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایالات متحدۀ آمریکا. او می‌گفت که هر یک از نامزدهای انتخاباتی وعده‌های زيادی به مردم می‌دهند و بعد از مدتی، مشخص می‌شود که نمی‌توانند به همۀ آنها وفا کنند.

چند شب پیش، مشغول خواندن کتاب‌مقدس بودم. ناگهان آیه‌ای مرا میخکوب کرد. در این آیه، پولس رسول می‌فرماید: "فخر ما، گواهیِ وجدان ماست بدین که رفتارمان در دنیا و بخصوص نسبت به شما، با قدّوسیت و صداقت خدایی همراه بوده است . . ." (رسالۀ دوم به قرنتیان ۱: ‏۱۲).

چند وقت پیش، همسرم برای ساختن یک ويديوی موسيقی به‌دنبال مکانی خاص می‌گشت.

دیروز در خبرها خواندم که یکی از هم‌کیشان مسیحی ما به جرم فعالیت در جلسات خانگی مسیحی، به ده سال زندان محکوم شده است! خواندن این خبر برای افرادی مانند من که در خارج از ايران در امنیت و آزادی زندگی می‌کنند، بسیار ساده است.

در اخبار شنیدم که حفرۀ لایۀ اُزون بزرگتر شده و حالا به اندازۀ وسعت آمریکای شمالی رسیده است!

دیشب میزبان دوستانی بودیم که در این هفته های اخیر در خانۀ کوچکشان، پذیرای افرادی بودند. آنها تعریف می­ کردند که یکی از مهمانانشان، دختر جوانی بود که بیماری "ام‌اس" داشت.

این تجربه­ برای اغلب ما پیش آمده که یکی از وسایل برقی منزل‌مان خراب شده و برای تعمیرِ آن، به نزدیکترین تعمیرگاه لوازم برقی رفته‌ایم. اما پس از مدتی متوجه شده‌ایم که آن وسیله، یا دچار همان مشکل روز اول شده، یا عیب دیگری پیدا کرده است. شاید در چنین شرایطی خودمان را سرزنش کرده و گفته­ باشيم:

چند روز پیش، با یکی از خویشان نزدیکم تلفنی گفتگو می‌کردم.

چند روزی است مِه غلیظی شهر ما را پوشانده، به‌طوری که بیشتر از ۵۰ متر را نمی‌توان دید. هر روز هواشناسی را چک می‌کنم، اما تا ده روز آینده قرار نیست وضع هوا تغییر کند.

مدتی پیش، با شخصی در گروه خانگی‌مان آشنا شدم که در این کشور پناهجو است، اما درخواست پناهندگی‌اش رد شده است. طبق ادعای خودش، نه جایی برای اقامت داشت و نه پولی برای امرار معاش.

مدتی پیش، شخصی مبلغ قابل توجهی از من قرض خواست. خوشبختانه آن مبلغ را داشتم و به او دادم، یعنی در واقع تمام پس‌اندازم را! به من گفت که ظرف سه هفته، آن را پس خواهد داد.

بالای صفحه