پخش زنده

در تماس‌هایی که با ایماندارانِ مسيحی ‌داشته‌ام، بارها این سؤال مطرح گرديده که آیا ممکن است نجاتشان را از دست بدهند؟ آیا ممکن است شیطان ایشان از دست مسیح خارج کند و در خطر جهنم قرار بگیرند؟

من در موعظه‌ها و پیامهای خادمین مسيحی می‌شنوم که می‌گویند، وقتی به مسیح ایمان می‌آوریم، از شادی لبریز می‌شویم. این کاملاً درست است. اما باید مراقب باشیم که در این زمینه دچار سوءتفاهم نشویم!

سالها پیش، وقتی در کلاسهای روان‌شناسی کاربردی شرکت می‌کردم، استادم می‌گفت که اکثر افراد از مکانیزم دفاعی "انکار" استفاده می‌کنند. منظور از این اصطلاح علمی اینست که وقتی با تذکر یا انتقادی از رفتارمان مواجه می‌گردیم، متوسل به "انکار" می‌شویم.

من از کودکی، علاقۀ خاصی به تاریخ داشته‌ام. با اینکه از وطنم بیرون آمده‌ام، اما کتاب تاریخ کلاس پنجم دبستان را با خود آورده‌ام و هنوز برایم جالب است، خصوصاً اینکه نقاشی‌های رنگی و بسیار زیبایی از تاریخ مملکت ما دارد.

من ناراحت می‌شوم، یا به‌اصطلاح عامیانه "دلم می‌گیره" وقتی می‌شنوم برخی از خادمین مسيحی به افراد تعليم می‌دهند که اگر به مسیح ایمان بیاورند، از هر لحاظ کامياب می‌گردند و باران برکات بر ایشان می‌بارد و زندگی آنها سرشار از آسودگی و رفاه فراوان خواهد بود!

برای من و قطعاً برای اکثر ایرانی‌ها، سیل ویرانگر اخير در بسیاری از مناطق میهن عزیزمان ايران، بیش از حد اندوهبار و غم‌انگیز بوده و هست. آنچه بر این اندوه افزود،

اخیراً در خبرها دیدم که یک خانم جوان ایرانی، در یک مسابقۀ بوکس در کشور فرانسه، به پیروزی چشمگیری دست یافته است. این خانم در مصاحبه‌ای که از او به‌عمل آمد،

در دوران کودکی، هر بار که عبارت "عید پاک" به گوشم می‌خورد، احساس زیبایی به من دست می‌داد. کلمۀ "پاک"، پاکیزگی و تمیزی را به یادم می‌آورد و ناخودآگاه احساس می‌کردم در آن روزها، همه چیز پاکیزه می‌شود.

مدتی پیش و بر حسب تصادف، چند کلیپ در "یوتیوب" دیدم در خصوص شیوه‌ای که حکومت روم برای اعدام مجرمین سیاسی به‌کار می‌بُرد. براستی که این شیوه، بسیار هولناک بود.

در طول سالها تماس با افراد مختلف، با این سؤال روبرو شده‌ام: "خدا برای بخشیدنِ گناهانِ بشر، چه نیازی داشت که پسر خود را به جهان بفرستد، همان پسری که با او هم‌ذات است، تا سرانجام، با مرگی شرم‌آور بر صلیب کشته شود تا گناهان بشر را کفاره کند؟ چرا صرفاً از سر رحمت خود، گناهان بشر را نمی‌بخشد؟" چنین سؤالی ناشی از سَبُک انگاشتن "گناه" است! اگر به عمق فاجعۀ وضعیت بشر پی ببریم، متوجه خواهیم شد که برای بخشایش گناهان، یا به بیانی دیگر، به‌منظور خنثی ساختن قدرت گناه، قطعاً ضروری بود چنین بهای سنگینی به‌وسيلۀ برۀ بی‌عيب و بی‌نقص خدا عيسی مسيح خداوند، پرداخت شود.

گناه بشر، از همان انسان اولیه گرفته تا من و شما، عبارتست از تلاش برای "خداسازی نفـْس". پولس رسول می‌فرماید: "همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند." (رومیان ۳: ‏۲۳) خدا به‌هنگام خلق انسان، او را بر همۀ امور جهان اقتدار بخشید تا بر آن فرمانروایی کند. اما انسان هیچ‌گاه به این مقام رفیع اکتفا نکرده و کوشیده به مقام خدایی برسد. اینست فاجعۀ وضعیت بشر! اینست ریشۀ همۀ گناهان! اما خدا پسر خود را به جهان فرستاد تا به‌جای اینکه بکوشد برابری خود را با خدا حفظ کند، تا عمیق‌ترین سطح، خود را خوار و ذلیل نمايد. همۀ ما که از نسل آن زوج نخستین هستیم، می‌کوشیم به بالاترین درجه برسیم؛ اما برعکس، پسر خدا که از بالاترین درجه برخوردار بود، خود را تا پایین‌ترین درجۀ خفـّت و خواری پست ساخت. به این ترتیب، او "پادزهر" گناه را فراهم کرد. اینست مفهوم کفاره از طريق صلیب عيسی مسيح!

سمانه خواهر کوچکتری دارد که به‌خاطر معلولیت جسمی، توجه خاص همۀ اعضای خانواده بر او متمرکز است.

وقتی کودکی بیش نبودم، در تهران نه آلودگی هوا وجود داشت و نه این‌همه ماشین. هوا تمیز بود و شهر آرام، به‌خصوص در ایام نوروز. به‌خاطر دارم که در روز اول عید، دست در دست پدر عزیزم، به دید و بازدید بزرگترهای فامیل می‌رفتیم.

بالای صفحه